نهالنهال، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 15 روز سن داره

نهال همیشه در دل و پیوسته در خیال...

بدون عنوان

سلام عزیزم  دیشب خیلی بی قرارای کردی تا خوابیدی همیشه ساعت 2 دیگه میخوابیدی ولی دیشب تا ساعت 4 جیغ کشیدی   منم انقدر خسته بودم که خوابم برد    اصلا نفهمیدم تو کی خوابیدی خودت خوابت برده بود   عزیزم امروزم رفتی حمام و حسابی هلو شدی    از اون موقع هم خوابیدی  واسه خودت خوش به حالت عزیزم حالشو ببر   که مامانی داره جارو و طی میکشه  ...
8 بهمن 1392

بدون عنوان

عزیزم امروز با مامان مهری رفتیم بیرون یه دوری بزنیم توام تو کالاسکه بودی و از این که اومدیم بیرون حسابی ذوق کرده بودی       همه جارو به دقت نگاه میکردی    رفتیم یه دوری زدیم و خرید کردیم ولی 10 دقیقه نشد که  بارون گرفت و به بابا زنگ زدیم اومد دنبالمون  ولی هر چی بود از خونه موندن خییییییییییییلی بهتر بود  ...
7 بهمن 1392

نهال و دایی ها..

نهال جونی دایی میلاد و دایی محسن خیلی دوستت دارن همش بغلت میکنن    البته نوبتی     اینم دایی محسن      اینم دایی میلاد    ...
6 بهمن 1392

دندون و نهال...

عزیزم فکر کنم داری دندون در میاری    چون خیلی بی تابی میکنی و همش دستت و میکنی تو دهنت ولثه هاتو فشار میدی روی لثه هاتم قلمبه شده عزیز دلم امیدوارم که زیاد درد نکشی    عشقم دوستت  دارم   شیرین عسلم    نبات کوچولو  خانوم طلا    دردونه ی من  ...
5 بهمن 1392

باباها...

عزیزم اینم تویی و فربدی که اینجا 40 روزه بودید    البته با باباهاتون    ...
5 بهمن 1392