بدون عنوان
عزیزم الان دیگه حسابی داری شیطون میشی و دوست داشتنی
ما هر
هفته چهارشنبه ها میریم خونه ی مامان پروانه
عمه شیوا و بچه های نازش
و عمه شیرین و یاسی جون و امین جونی همه اونجا هستن و حسابی
شیطونی میکنن
توام خیلی دوسشون داری پریماه کوچولو خیلی دوست
داره
باهات بازی می کنه فکر میکنه تو میتونی راه بری
اخه پریماه تازه 1
سال و 6 ماهشه و خیلی با مزه راه میره دوست داره توام پاشی باهاش راه
بری
البته توام کم شیطون نیستی رو هوا میخوای راه بری ...الان غلت
میزنی بعدش کلی نق میزنی که چرا دمر شدی زود خسته میشی و ما باز
صافت میکنیم
خیلی با نمکی همش میخندی و ما هم خیلی دوستت
داریم
فردا قراره بریم خونه ی مامان مهری‚ کم کم داریم به عید نزدیک
میشیم
گلم من که از الان بوی عید و حس میکنم
امروز پنج شنبه
است الان که دارم اینارو مینویسم ساعت 6 بعد اظهر و تو داری تو کریرت شیر
میخوری داره خوابت میبره عزیزم تو همه چیز مامان و بابایی 


بدون عنوان
